سومشخص مفرد:
lets off steamوجه وصفی حال:
letting off steamهمچنین میتوان از blow off steam بهجای let off steam استفاده کرد.
دق دلی خالی کردن، تمدد اعصاب کردن، خود را خالی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Sometimes, you just need to scream into a pillow to let off steam.
گاهی اوقات، فقط لازم است در یک بالش فریاد بزنی تا خودت را خالی کنی.
While some individuals find solace in quiet reflection, others prefer physical exertion to let off steam after a demanding period of study.
درحالیکه برخی افراد در تأمل آرامش پیدا میکنند، برخی دیگر فعالیت بدنی را برای تخلیهی فشار و تمدد اعصاب پساز یک دورهی مطالعهی سخت ترجیح میدهند.
After a stressful week, going for a long run helps me let off steam.
بعداز یک هفتهی پراسترس، دویدن طولانی به من کمک میکند تا تمدد اعصاب کنم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «let off steam» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/let off steam